أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

218

قانون ( فارسى )

بيدارى : بيدارى در تمام كنش‌هاى خود برعكس خواب است . ليكن اگر بيدارى از حد بگذرد ، مزاج مغز بهم مىخورد و به نوعى خشكيدن مبتلا مىشود و ناتوان مىگردد ، در نتيجه به نيروى عقل اختلال روى مىآورد ، اخلاط مىسوزند و بيماريهاى شديد بروز مىكنند . خواب بيش از حد داراى كنش متفاوتى است ، به اين معنى كه نيروى نفسانى را كند و كم‌احساس مىگرداند ؛ به مغز سنگينى روى مىآورد و چون تحليل رفتن در موقع خواب متوقف مىشود ، بيماريهاى سرد عارض مىشوند . بيدارى اشتها را زياد مىكند و چون مواد را تحليل مىبرد ، گرسنگى مىآورد و چون نيرو را از بين مىبرد ، هضم را كاهش مىدهد . هر نوع حالات پهلو به پهلو شدن در بين حالت خواب و بيدارى بسيار نامطلوب است . هنگام خواب گرمى بدن به درون متوجه مىشود و سردى به سطح بدن مىآيد و از اين روى هنگام خواب به پوششى نيازمنديم كه تمام اندام‌ها را مستور كند و در موقع بيدارى نيازى بدان نيست . در كتاب‌هاى بعد دربارهء خواب و تاثير آن و تشخيص عوارض ناشى از آن شرح مفصلى خواهى يافت . فصل چهاردهم - عوارض ناشى از حركات نفسانى جنبش روح با تمام عوارض نفسانى همراه و يا دنباله‌روى آنهاست . جنبش روح يا به سوى بيرون است و يا به طرف درون ؛ يا بطور آنى صورت مىگيرد و يا به صورت تدريجى . هرگاه درون سرد شود ، روح به طرف خارج به حركت مىافتد و اگر سردى به حد افراط برسد روح ممكن است يكباره تحليل رود ، درون و بيرون سرد شوند و در نتيجه حالت غش و يا مرگ روى دهد . هرگاه سردى در سطح بدن باشد و گرمى در درون ، باز در اين بين روح به حركت مىآيد و شايد از شدت محصور شدن در اين بين خفه شود و در نتيجه بيرون و درون سرد گردند و غش شديد و يا مرگ رخ دهد . حركت آنى روح به سوى خارج مانند حالت خشم است و حركت تدريجى آن بخارج همانند حالت لذت و انبساط خاطر معتدل مىباشد . حركت آنى روح به سوى داخل مشابه حالتى است كه بر اثر ترس دست مىدهد و حركت تدريجى آن به داخل مانند حالت غمگينى است . خفه شدن و گداختن روح - كه ذكر شد - همواره در پى حركت آنى و بدون حالات تدريجى رخ مىدهد ، ليكن كاهش و پژمردگى غريزى بر اثر حركت تدريجى بوجود مىآيند . منظورم از كاهش اين است كه خفگى در جزء جزء روح و بطور تدريجى روى مىدهد و به صورت آنى و يكبارگى نيست .